ساعت صفر
کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو...
می شنوید:
- در بند تو بودم آزادم کردی
خواب بودم بیدارم کردی
دیوانه ات شدم به زنجیر عشقت کشیدیَم
عزیز آخر از عشق تو چه بگویم؟؟؟
- تو را در این باران بی امان شریک می کنم، تو که هر لحظه مرا شریک بوده ای...
- می دانی چقدر کودکانه دوست دارم دست مهربانت دستانم را بفشارد؟... همین دست های خالی...
- می دانی با همه بدی چه قدر دوستت دارم؟؟؟... می دانی چه قدر به انتظار مانده ام؟؟؟...
- بدم اما دوستت دارم...
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۱ ساعت 0:0 توسط قاصدک
|

قاصدکی در راه است ...